تبلیغات
کلبه رندان مست

تحلیل آماری با نرم افزار spss

نویسنده :وحید
تاریخ:جمعه 12 تیر 1394-03:11 ق.ظ



دانشجویان گرامی و دوستان عزیز جهت تحلیل آماری پژوهش های خود با نرم افزار spss می توانید با شماره 09375351635 تماس بگیرید.




داغ کن - کلوب دات کام
گفتار نیک() 

آدرس تلگرام

نویسنده :وحید
تاریخ:پنجشنبه 15 بهمن 1394-05:33 ب.ظ



به تلگرام «کلبه رندان مست» بپویندید.




داغ کن - کلوب دات کام
گفتار نیک() 

گذر زمان

نویسنده :وحید
تاریخ:دوشنبه 12 بهمن 1394-01:07 ب.ظ

سال ها بود
درخت تنومند انجیر
پیوند آسمان و زمین را
می دید در آب زلال چشمه.


یادم هست در سایه انجیر بودم
که آسمان و زمین
می رقصیدند تا ابدیت
در آب زلال چشمه.


اما کمی آن طرف تر
کمی پایین تر
مردمان شهر، پی چیزی
می دویدند سرآسیمه.


اینجا، آغوش شب و روز را
کسی ندید هرگز
انگار کالبد زمان را
تراشیده اند از نو.


رویای کودکیم، رویای ابدیم
اینجا، در پشت چراغ های قرمز
یک روزه به شب پیوست
همه در شصت ثانیه.


وحید ترابی جهرمی




داغ کن - کلوب دات کام
گفتار نیک() 

جهرم

نویسنده :وحید
تاریخ:جمعه 13 آذر 1394-12:41 ب.ظ

undefined


هر باغ که گل به برزن آورد

جهرم را دوبار به یادم آورد

آنجا که اگر به شاخ گلی آرزوت هست
گل‌چین به پیشگاه تو یک خرمن آورد
نازم هوای جهرم که از اعتدال
پَنگ نخل آذر ماه سر بر آورد
نوروزماه، نوای بلبل هزار را 
چنگ و تار باربد به یاد ‌آورد
ابر هزارپاره بگرید بر وَرا و بُنیز
چون لشکری که رو به سوی دشمن آورد
من کنار نخلستان ها کنم ساعتی درنگ
تا نسیم صبحگاهی بوی آویشن ز کوه آورد
آید دوان دوان و نهد بر کنار من
آن بهار نارنجی که ز بوستان آورد


با عذر خواهی از لطفعلی صورتگر

وحید ترابی جهرمی




داغ کن - کلوب دات کام
گفتار نیک() 

مادر

نویسنده :وحید
تاریخ:جمعه 17 مهر 1394-05:49 ب.ظ


مادرم ای پروانه ی محبت
روزگاریست دل می سوزد ز تنهایی
هر کجا رفتم، تن برفت، دل بماند آنجا، در آن خانه
چشمم بی روی تو به اشک آمد
باشد که باز آیم
دل مست کنم، از تو و آن خانه
مادرم ای پروانه محبت

وحید ترابی جهرمی



داغ کن - کلوب دات کام
گفتار نیک() 

عالم دیوانگان

نویسنده :وحید
تاریخ:جمعه 17 مهر 1394-05:36 ب.ظ


با عذر خواهی از هوشنگ ابتهاج:


گفتی حشمت این عشق از فرزانگیست
عشق بی فرزانگی دیوانگیست
اما آنکه می گوید چرا، دیوانه است
آنچه می گویند رها کرده، در پی آتش خانه است
در پی آن و این می رود، می بیند همه ویرانه است
خوش دلی بهر او، واژه ای بیگانه است
عالم ما، عالم آنها، همه بینندگیست
ور نه عالم ما، عالم دیوانگان، دیوانگیست
عالم دیوانگان از آن جهت بیچارگیست
چون که عالم فرزانگان عالم ما و منیست
ورنه عشق با دلیل، جز منفعت دیگر چه است؟
ای علت دیوانگی، این همه دیوانگی بهر تو است
درمان این بیچارگی، درماندگی، سمت تو است
.


وحید ترابی جهرمی




داغ کن - کلوب دات کام
گفتار نیک() 

تاریخچه ارتباطات

نویسنده :وحید
تاریخ:دوشنبه 10 مهر 1391-01:31 ب.ظ

با توجه به رشته ای که در آن تحصیل می کنم ، تصمیم گرفتم تاریخچیه ارتباطات را در وبلاگم بیارم:
 
شعار روز جهانی مخابرات 2005 ، ایجاد یك جامعه اطلاعاتی عادلانه:زمان عمل انتخاب شده است؛ که هدف از آن متمركز كردن توجه جهانی بر اهمیت مخابرات و استفادهاز آن در جهت کم کردن فاصله بین مناطق شهری و روستایی، ثروتمند و فقیر، تحصیل كرده و بی‌سواد و مرد و زن می باشد.

ادامه گفتار


داغ کن - کلوب دات کام
گفتار نیک() 

زندگی نامه

نویسنده :وحید
تاریخ:شنبه 25 تیر 1390-11:55 ب.ظ

خواجه ملا علی ترابی جهرمی متخلص به تراب جهرمی در سال 1262 در شهر جهرم دیده به جهان گشود و در سال 1311 در شیراز دیده از جهان فرو بست و در همان جا به خاک سپرده شد.وی در طی عمر کوتاه خود دیوانی در حدود 1000 بیت شعر سرود.

قطعه ای از اشعار ایشان:

دلبر که در طرف چمن خوابیده، یکتا پیرهن.

ترسم که بوی نسترن از خواب بیدارش کند.

ای مهتاب آهسته رو،اندر حریم یار من.

ترسم صدای پای تو از خواب بیدارش کند.

از نکهت گل دوخته ام، پیراهنی بهر تنش.

از بس لطیف است آن بدن،ترسم که آزارش کند.


محمد کریم اشراق در کتاب «بزرگان جهرم» نقل کرده است: فتحعلیشاه قاجار در راه بازگشت از گرمسیر (مناطق جنوب فارس) به جهرم می آید. تراب غزل زیر را در حضور ایشان می خواند:

این زلف بر عارضت نقاب است * یا حوری دست در خضاب است

این طره ی زلف و آن عرقچین * یا قوس قزح در آفتاب است

ابروت بر عارضت نمایان * یا تیغ بدست آفتاب است

مژگان زده صف بدور چشمت * یا لشکر ترک نیمه خواب است

گلبرگ رخت عرق نموده است * یا آنکه میان آتش آب است

هر گل که به گلستان بروید * خون دل و دیده ی «تراب» است

فتحعلی شاه گویا در جواب فوری می گوید:

اشعار تراب جهرمی را * باید که به آب زر نویسند




داغ کن - کلوب دات کام
گفتار نیک() 

جاده گمشده !

نویسنده :وحید
تاریخ:پنجشنبه 19 خرداد 1390-02:15 ق.ظ

بقایایی از جاده‌ای تاریخی 400 ساله در شهرستان جهرم وجود دارد كه اهالی منطقه آن را جاده ادویه می‌نامند. نام عجیبی که دلیل ساده ای برای سر زبان ها چرخیدن دارد! این راه سنگی، سال ها پیش برای حمل و نقل محصولاتی مثل ادویه مورد استفاده قرار می گرفت که از هندوستان به فارس وارد می شد و جالب این که آنقدر رونق و اهمیت داشت که تقریبا به اندازه جاده ابریشم شناخته شده بود؛ با این تفاوت که ابریشم از چین می آمد و ادویه از هند.

 

این راه كوهستانی كه یكی از شاهكارهای مهندسی راهسازی است از جاده‌های مرتبط به جاده ابریشم است كه در دل كوه ساخته شده و جهرم را به لار متصل می‌كند.

اگر سری به جاده ادویه بزنید می بینید که هنوز قسمتی از سنگ فرش‌های این جاده تاریخی سالم مانده است و در گوشه و کنار آن هنوز می توان بقایای آثاری تاریخی را دید مثل بقایای یك آب انبار تاریخی که روی یکی از کوه های این جاده به چشم می خورد. عده ای از كارشناسان تاریخی هم معتقدند که در دوره صفوی پلی در این منطقه ساخته شده كه متاسفانه هم اكنون اثری از این پل وجود ندارد.

راه ادویه، در کوه البرز که در جنوب شهر جهرم واقع است ساخته شده و در ادامه مسیر خود از لار به سمت خراسان بزرگ (از شمال افغانستان امروزی تا قوچان و طوس) می رود.

سنگ فرش

شاردن در سفرنامه خود می نویسد: «روز 29 فوریه ( مطابق 1051 شمسی) مقدرا سه فرسنگ در کوهی به نام آجودوک ( که این نام کاملا تحریف شده و معلوم نیست در اصل چه بوده است) و یا کوهی به نام جهرم اشتهار داشت عبور کردم. این کوه سخت ترین و خطر ناکترین کوهی است که من در ایران دیده ام.زیرا انسان مجبور است از پرتگاه هایی بگذرد که عرض جاده آن بیش از چهار قدم نبوده و هیچگونه حائل و جان پناهی نیز برای جلوگیری از سقوط جز بعضی دیوار های سنگی که آن هم فقط دو پا ارتفاع دارد وجود ندارد و این خود نیز مانع از آن نیست که انسان با نگاه کردن به پایین از ترس بر خود بلرزد.

در قله ی کوه سه آب انبار است که اغلب اوقات فاقد آب و خشک است. پائین آمدن از کوه تا رسیدن به جاده نیز بسیار مشکل و سخت ترین راهی ست که من در طول عمر خود دیده ام. زیرا سراسر جاده پر از سنگ های بزرگ و صخره هایی است که اسب به زحمت امکان قدم بر داشتن را دارد.منازل بین راه این کوه نیز از تمام منازل کوهستانی دیگر بدتر است زیرا در کاروانسرای آن نه آدمی پیدا می شود نه گیاهی».

منظره

تاورنیه  Tavernier  نیز می نویسد: «روز بیست و چهارم مارس 1665 ( مطابق 1043 شمسی) بعد از نصف شب فورا به راه افتادیم و پس از یک ساعت طی طریق به دامنه کوه جهرم رسیدیم که بایستی از آن بالا رفت. اگرچه این کوه بسیار مرتفع و ممتد است اما پایین رفتن از آن خطرناکترین اعمالی بود که من در تمام مسافرت های خود کرده ام.

خاصه در آن موقع که مهتاب نبود و تاریکی بیشتر موجب مخاطره می گردید.پس از رسیدن به قله کوه و پیمودن هفتصد هشتصد قدم بایستی از راه سخت خطرناک دیگری که از کنار پرتگاهی می گذشت فرود آئیم.

در این قسمت پل غریب حیرت انگیزی بنا شده که فقط دارای یک چشمه می باشد ( این پل را امروز به نام پل آبدان و یا پل شاه عباسی می خوانند) و قله کوهی را به کوه دیگر مرتبط می سازد.

از تهوری که در معماری آن به کار رفته عقل حیران می شود. این پل تاریخی یکی از شاهکارهای صنایع معماری است که از امام قلی خان ( امام قلی خان پسر اله وردیخان مدتها در زمان شاه عباس والی فارس بوده است .

اغلب کاروانسراها و آب انبار هایی که امروز به نام شاه عباس معروف است از بنا های این والی خدمتگزار است). برای تسهیل کارخانجات و رفاه تجار بنا کرده است.

پس از پایین آمدن از این کوه , از کوه دیگری نیز باید گذشت که صعور و نزول از آنها نیز به همان سختی و دشواری کوه اول است. در روی قله ی یکی از کوه ها آب انبار بزرگی بنا شده که با وجود کمال عظمت در اواخر تابستان آبش تمام می شود».

جاده

همچنین ژان آلبرد ماندلسلو Jean Albert de Mandelslo می نویسد: « روز هفتم فوریه 1638 ( مطابق 1016 شمسی) مسافت ده لیو ( 40 کیلومتر) پیموده در شهر کوچکی به نام جهرم که در میان جنگلی از نخل قرار داشت مسکن گرفتم. سخت ترین روز هایی که من در تمام زندگیم گذرانیده ام همان پنج روزی بود که از آن تاریخ به بعد بر من گذشت. زیرا در هشتم فوریه بیش از پنج کیلومتر نتوانستم طی کنم آن هم در جاده ای که از بد ترین راه های دنیاست.

من نمی دانم قبل از آنکه امام قلی خان با آن هزینه غیر قابل تصور اقدام به تعمیر آن بکند, چگونه از این راه عبور و مرور می کرده اند؟ معهذا هنوز هم به اشکال می توان این جاده را پیمود زیرا راهی است بس مشکل و سنگلاخ و تنگ و باریک , یکطرف آن کوهی پله مانند و مرتفع قرار گرفته که سر به آسمان کشیده و در سمت دیگر آن پرتگاه های مخوفی است که با کوچکترین حادثه ای , به قیمت جان انسان تمام می شود و این موضوع کرارا اتفاق افتاده است».

جاده

راه ادویه با تمام جاذبه هایی که دارد، در فهرست میراث فرهنگی کشور جایی پیدا نکرده است. دو سال پیش اعضای انجمن میراث فرهنگی جهرم در خواست كتبی خود را مبنی بر شناسایی و حتی ثبت این اثر تاریخی به مسوولان میراث فرهنگی ارائه كردند اما متاسفانه تاكنون پاسخی از سوی آنها دریافت نشد.

اما در مورخ 13 اسفند 1389 برابر با 4 مارس 2011 میلادی جناب آقای دکتر کریم نجفی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بر حسب دعوت رسمی سازمان یونسکو در همایش یک روزه جادیه ادویه که با همکاری دولت هند برگزار گردیده بود شرکت نمود.

جناب آقای دکتر نجفی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در این همایش به ایراد سخنرانی پرداخت ایشان ضمن تشکر از وزیر محترم ایالت کرالا و سازمان یونسکو از برگزاری این جلسه در جهت احیاء مؤلّفه‌های تاریخی و فرهنگی تشکر و قدردانی کرد.

آقای دکتر نجفی افزود: جاده ابریشم و جاده ادویه دو جاده اقتصادی بودند که بازتاب‌های تمدنی، علمی و فرهنگی بیشماری در تاریخ ارتباطات جهانی بر جای نهاده‌اند و احیاء این جاده‌ها در عصر حاضر می‌تواند در استمرار و تحکیم روابط فرهنگی بین کشورهای مرتبط نقش اساسی را ایفا نماید.


امید است با توجه به این همایش بین المللی كه در رابطه با جاده ادویه برگزار گردید ، مسئولین در ثبت و مرمت این بنای تاریخی همت مضاعفی بگمارند.

برای دیدن جاده ادویه باید به 6 کیلومتری جهرم سفر کنید.

منبع: جهرم نیوز



داغ کن - کلوب دات کام
گفتار نیک() 

باربد جهرمی, آهنگساز بزرگ ایران زمین

نویسنده :وحید
تاریخ:پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390-06:26 ب.ظ

«باربُد» یا «باربَد» از موسیقی‌دانان و نوازنده‌گان به‌نام و از بزرگ‌ترین آهنگ‌سازان دوران ساسانی، در عهد پادشاهی «خسروپرویز» بود که بسیاری از لحن‌ها و نواهای موسیقی را که هنوز بعضی از آن‌ها با همان نام در ردیف دستگاه‌های موسیقی کنونی ما باقی مانده است از ساخته‌ها و پرداخته‌های او می‌دانند، و بعضی اختراع «مقامات» را به او نسبت می‌دهند.

درباره‌ی زندگی این هنرمند اطلاعات اندک و افسانه‌آمیزی در کتاب‌های فارسی و عربی آمده است. منابع کهن‌تر او را اهل مرو دانسته‌اند، ولی منابع تازه‌تر زادگاه او را جهرم یاد کرده‌اند.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
گفتار نیک() 

مخابره پیام در دوران هخامنشیان

نویسنده :وحید
تاریخ:شنبه 25 دی 1389-01:41 ب.ظ

 در رابطه با مخابره ی اطلاعات با توجه به رشته ای که در آن تحصیل میکنم,مطالعه های داشته ام که به موضوعات جالبی برخورد کرده ام در زمان امپراتوری بزرگ هخامنشی برای ارتباط میان کل سرزمین پهناور ایران که نقشه ی آن را می بینید

از سیستم  های بسیار جالبی استفاده می کردند یکی از این سیستم ها پست چاپار بوده که مدت زمان انتقال اطلاعات حدود یک ماه بوده اما چاپارهای شاهنشاهی در عرض  13 روز اطلاعات را جابجا می کردن البته بسته به مسافت این زمانها کمتر نیز می شده است.

 جالب ترین  قسمت ماجرا اینجاست که سیستم های مخابره ای وجود داشته به مانند سیستم تلگراف یا مورس که به جای خط و نقطه یا سیستم  صفر و یک کامپیوترهای  امروزی از نور سفید و  قرمز  استفاده می شده خوب شاید کنجکاو شده اید این سیستم چه جوری کار میکرده!!

باستان شناسان در تحقیقات خود در منطقه پاسارگاد به برجهای  برخورد کردند که نمی دانستند موارد استفاده آنها در گذشته چه بوده است؟ در اولین حدس آنها فکر کردند که این برجها برجهای دیده بانی هستند اما بعد به آثاری برخورد کردند که آنها را به شک واداشت مثلا این برجها را در منطقه های یافتند که نیاز زیادی به برج دیده بانی نداشت درسته داریوش بزرگ که درود خدا بر او باد ارتش دائمی و بسیار مجهزی داشت اما مطمئن باشید که ساخت یک برج در فراز یک تپه در آن زمان آنقدر سختی داشته که انجام چنین کاری بسیار بیهوده که هیچ کمکی هم به ارتش نمیکرده از پدران باهوش ما بیعید است.!

باستان شناسان با تحقیق  یافتند چنین برجهایی در نقاط مختلف ایران,افغانستان و تا دریای مدیترانه که  بر روی شاهراه های گذشته ایران قرار داشته, برای انتفال اطلاعات و دادن نشانه های خطر به وسیله اتش استفاده می شده اما سیستم کار آن بسیار پیچیده تر از آنچه فکر می کنید است آنها آثار محفظه های را پیدا کردند که در آن آتش بر پا می کردند, دو محفظه وجود داشته ,که در یکی آتش می کردند و نور آن قرمز بوده و دیگر ی بوسیله هیزم به علاوه ی چربی گوسفند که نور سفید تولید  میکرده است, وجود داشته آنچه کاملا مشخص است در شب این نورها کاملا قابل تشخیص بوده و هر بار با نشان دادن این نورها به ایستگاه بعدی اطلاعات را جابجا میکردند یعنی از دریای مدیترانه تا افغانستان در عرض چند ساعت اطلاعات جابجا می شده خوب فقط چند دقیقه چشمانتان را ببندید و به شاهکار پدران ما در 2500 سال پیش فکر کنید.(مثلا شاید: قرمز قرمز سفید: به معنی سیل یا ؟)

 از دیگر روش های مخابره ی اطلاعات استفاده از کبوترهای نامه بر بوده که تا حدی با آن آشنا هستین.

خوب اگر اطلاعات بیشتری خواستید به آدرس torabimvt@yahoo.com ایمیل بزنید.




داغ کن - کلوب دات کام
گفتار نیک() 

در مدح ایرانیان جوان مرد که خلیج را فارس نامیدن!

نویسنده :وحید
تاریخ:جمعه 14 خرداد 1389-05:34 ب.ظ


نمی دانم از مدح ایرانیان جوان مرد باید بگویم یا عرب های نامرد:

خوب به هر حال به رسم جوان مردی پدرانمان از جوان مردی می گویم یا به قول روشنفکران امروزی مثبت فکر می کنم , روزها بود که در این فکر بودم که مطلبی در رابطه با خلیج همیشگی فارس بنویسم و مرتب در دنیای بی سر و ته اینترنت سرگردان بودم و به مطالب زیادی که درباره خلیج فارس بود, برخورد کردم مثلا این که در فلان دوره,فلان پادشاه ایران نام این دریا را خلیج فارس نامید و این دریا به نام ما مصادره شد و یا در هزاران کتب که به دست خود اعراب و غیره نوشته شده نام این دریا خلیج فارس بوده پس این دریا را به ما دادن و این که در تمام نقشه های به جا مانده از دوستان و دشمنانمان نام این دریا را خلیج فارس نامیده اند پس حتما این دریا مال ما و به نام ماست یا حتی سازمان مملل متحد نیز در مصوبات خود نام این دریا را خلیج فارس نامیده و... ولی این موضوع به اینجا ختم نمی شود و نام گذاری این خلیج به دست خودمان بوده است و هزاران حکمت داشته است!

خوب اول از جوان مردی پدرانمان بگویم,پدران مهربان,دلسوز و... چون که همیشه در طول تاریخ بهترین نامها را بروی فرزندانشان گذاشته اند؛ خوب برای حرفم یک سند می آورم  پدران ما یک فرزند داشتن به نام «خلیج فارس» یا «خلیج پارس» آبراهی است كه در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد. مساحت آن 233 هزار كیلومتر مربع است و پس از «خلیج مكزیك» و «خلیج هودسن» سومین خلیج بزرگ جهان به شمار می آید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، كه حاصل پیوند دو رودخانه دجله و فرات و الحاق رود كارون به آن است، ختم می شود و به دلیل وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بین المللی و منطقه ای، مهم و راهبردی می باشد.

خوب بد نیست این اشاره را نیز بکنم که امروز که این مقاله را می نویسم دقیقا روز مادر است (روز مادر بر مادرم و همه مادرهای جهان مبارک) و من مرتب نام پدر را به زبان می آورم , از نظر من نام پدر در اینجا فقط یک واژه است؛ خطاب من تمام مردم وطن پرست از جمله شیر زنان و شیر مردان ایران زمین است که این نام زیبا خلیج فارس را انتخاب کرده اند.

ایرانیان از دیرباز زیبا فکر می کردند آنقدر زیبا که هنوز منشور حقوق بشر کوروش کبیر که درود خدا بر او باد سنبل آزادی خواهی,برابری و چراغ راه زنان و مردان آزاده است و آنقدر زیبا فکر میکردن که نام فرزند خود به دور از هر تعصبی انتخاب کردن,نام او را به گونه انتخاب کردن, که این فرزند,فرزندخوانده ی تمامی مملل باشد و هم چون دیگر فرزندانشان مطعلق به خودشان نباشد بلکه مطعلق به همه باشد خوب پدران ما این گونه می اندیشیدن بهتر است مراحل نام گذار خلیج فارس را ببینید تا متوجه حرف هایم بشوید.

 

نام خلیج فارس در اصل به معنی دریای پایین و زیرین بوده است

 کلمهً پارس به صورت "پای: (پایگاه، جایگاه)- اَاُر: (پایین(- سی:(گسترده)"

در زبانهای کهن ایرانی به معنی "جایگاه گسترده در پایین" بوده است. به نظر میرسد به مناسبت همین جزء اخیر یعنی "سی" (گسترده) بوده است که در اوستا و کتب پهلوی نام خلیج فارس و دریای عمان به صورت فراخکرت (گسترده) ذکر شده است.

نگارنده قبلاً دورتر رفته و با توجه به معبد ایزد آبها بودن جزیره خارک آن را از کلمه سومری پارسو به معنی معبد و قربانگاه گرفته بودم. ولی اگر هم چنین برداشتی وجود می داشت؛ پایه اصلی پیدایش این نام نمی بود چون نام خلیج فارس از عهد قدرت گرفتن امپراطوری هخامنشیان بدان اطلاق شده است. اما این

بدان معنی نبوده است که هخامنشیان خواسته

باشند این خلیج را به نام قوم خود بخوانند؛

در واقع بزرگی ملت ها به اندیشه آنهاست نه قدرت آنها.مسئله ملی گرایی به شکل کنونی آن در آن برهه وجود نداشت. تنها در نزد داریوش اول ملی گرایی اشرافی نسبتاً برجسته بوده که از به دور دستها رسیدن نیزه مرد پارسی سخن رانده است.

پدران ما هزاران سال پیش این گونه فکر می کردن ولی امروز عده ای تازه به دوران رسیده و نامرد می خواند نام این خلیج را خلیج عربی بنامند که اگر از آنها بپرسید چرا نام خلیج فارس را خلیج عربی می گویید و چرا نام آن را چیز دیگری نمی نامید می گویند نام این خلیج هر چه می خواهد باشد اما خلیج فارس نباشد! یاد فیلم زیبای آقای مدیری,یعنی شب های برره افتادم که وقتی طغرل می گفت از جلو نظام, شیر فرهاد که نماد یک انسان کودن و زورگو بود می گفت چرا می گی از جلو نظام بگو از جلو شیر فرهاد.  

 

 

حتما درباره مقاله بالا نظر بدهید.لطفا!

 




داغ کن - کلوب دات کام
گفتار نیک() 




Admin Logo
themebox Logo